قاصدک
|
|
قاصدکها تنها سفر می کنند
من پای سفر ندارم,
دلی هم ندارم تا قوی دارمش.
من باز هم به سفر می روم...
یادت می آید؟
می گفتی خانه ی باد
در گودی دستهای رنگ پریده و پشت رگهای آبیِ بازوان من است
می دانی؟
دیگر فرقی هم نمیکند
دستهایم یادگار بی خانمان من اند,
اما هنوز توان آن را دارند,
که اشکی را از گونه ای پاک کنند
حالا هم دوباره وقت رفتن است , جانِ دلم...
سلام مرا
به خدایت که نگه دار توست
برسان...!
"کیکاوس یاکیده"
نظرات شما عزیزان:
چترنجات 
ساعت20:41---19 مهر 1390
واییییییییییییییییییییییی
وبلاگ فوق العاده ای داری ...
دوست داشتی به منم سری بزن
www.bigharari.blogfa.com
این آدرس اون یکی وبمه ...
|
سه شنبه 19 مهر 1390برچسب:,
|
|
|
|
|